Showing posts with label Atila Jozef. Show all posts
Showing posts with label Atila Jozef. Show all posts

Tuesday, 3 February 2015

Attila Józse آتیلا ژوزف شاعر مجار



دیوانه شو ؛ نترس ؛ تو آزادی ؛ چرا که دیوانه ها آزاد ند
و آرزویشان  مثل میمون سر کوبیدن 
 به دیواره  قفس  تا میله ها بلرزند    

دیوانه شو ؛ بی تعلق ؛ رها و بی رنگ   
بلاهت ؛  لاپوشانی این قلب پاک ولبریزاست 
 در عمق رودخانه  زیر لای و  لجن فرو رفتن

دیوانه شو ؛ از تهمت ها نترس 
نه بازنده ای تو؛ نه بُردی در کار است    
بازی تمام می شود ؛ مانند مرگ ناشی باش

حرف های تو بویی از فریب نخواهد داد 
 دلیر خواهی شد ؛ آسوده خاطر و آرام
یک میهمان ِعالیمقام   دوربساط میز
 

Wednesday, 21 May 2014

Attila Józse 1905_1937






نه پدر دارم نه مادری
نه خدا  نه سرزمین
نه گهواره و کفن
نه بوسه ؛ نه عاشقی

بیش و کم سومین روزاست
غذایی نخورده ام
تمام قدرت رنج ها ؛بیست سال عمرم
همه را میفروشم

اگر هیچ خریداری نباشد
دیوی آن را خواهد خرید
با این قلب پاک ( حرفه ام کلمات )
دست به سرقت میزنم ؛ قاتل خواهم شد

به زندانم میاندازند؛ حلق آویزم میکنند
آن زیر درآغوش ِ آمرزش خاک 

 گل های زهرآلودی رشد میکند
و از قلب پاک من میروید